تبليغاتX
خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

خبرنامه واحد سیاسی-اجتماعی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف

 

 

 

 

 

به بهانه برگزاری انتخابات شورای مرکزی انجمن

 

آخرين سنگر

 

«آرش»

 

هر حکومتی كه خود را منادي آزادی و دموكراسي مي­داند، انتخابات آزاد و همگاني را به عنوان اولين و مهمترين شاخصه­ي آزادي در جامعه مي­پذيرد و به آن تن در مي­دهد. در جوامع پيشرفته كه يد طولايي در حركت به سوي دموكراسي و آزادی­خواهی دارند، برگزاری انتخابات آزاد نه تنها در تعيين دولت مركزي، كه هر تشكل اجتماعي (از سنديكاهاي كارگري گرفته تا انتخاب شهردار و ...) برگزار مي شود. نهالي كه تا چندي پيش در كشور ما نيز جوانه زده و به لطف فعالیت­های مردمی در حال باليدن بود. تشكيل سنديكاهاي كارگري و تشكل­هاي صنفي اقشار مختلف جامعه، در كنار انجمن­هاي اسلامي دانشگاه­ها كه همگي شوراهاي مركزي خود را از طريق برگزاري انتخابات آزاد مي شناختند، روزنه هاي اميدي را گشوده بود كه بعد از ساليان سال آرزوي ملت ما به تحقق خواهد رسيد و مردم خود حكومت را در درست خواهند گرفت و سرنوشتشان را به میل خود رقم خواهند زد. اما چندي است كه حكومت با اشكال تراشي در اين راه ، مانع از حركت جامعه­ي ايران به سمت دموكراسي شده است. برخورد شدید با سندیکای اتوبوسرانی و دستگیری و فشار بر معلمان تنها گوشه­ای از این اشکال­تراشی­ها بود. در محیط دانشگاه هم حکومت با سنگ­اندازی­های مداوم در مسیر فعالیت­های انجمن­های اسلامی، دست به تعطیلی و منزوی کردن این تشکل­ها زد.

تا پيش از سال 76 انجمن هاي اسلامي به عنوان پايگاه دولت در دانشگاه محسوب مي شدند و نقش تبليغاتي براي فعاليت ها و عملكردهاي دولت در دانشگاه ها را بر عهده داشتند.( اسنادی در دست است که ارگان­های دولتی برای آگاهی از وضعیت زمان تحصیل کارمندان خود نامه­هایی به انجمن­ها ارسال می­کرده­­اند.)  این روند تا سال 76 و روي كار آمدن دولت اصلاح طلب ادامه داشت تا اينكه در سال 76 انجمن ها با رويكردي انتقادي به سياست هاي دولت و به عنوان پايگاه جنبش­هاي دانشجويي تغيير موضع دادند. به مرور و با بازتر شدن فضاي جامعه انجمن­هاي اسلامي از آزادي عمل بيشتري برخوردار شده و با پيشگامي دانشگاه هاي تهران و با برگزاري انتخابات آزاد و سراسري، شوراهاي مركزي خود را (كه اداره كننده و مسئول كليه­ي فعاليت­هاي انجمن اسلامي مي‌باشد) شناخته و براي يك سال فعاليت خود  به صورت قانوني رسميت مي­يافتند. در این سال­ها حکومت به منظور پر کردن خلا انجمن­ها، دست به تشکیل بسیج دانشجویی و فعال کردن آن زد تا هم نقش فراموش شده انجمن­ها را بر عهده بگیرد و هم پایگاهی در دانشگاه برای مقابله با انجمن­های اسلامی باشد. تمامي اساسنامه ها و آئين نامه هاي داخلي این انجمن­های اسلامی از زمان بازگشايي دانشگاه­ها و پس از انقلاب فرهنگي به تصويب شوراي فرهنگي آن زمان رسيده و در طول نزديك به 20 سالي كه از حيات اين تشكل ها (بعد از انقلاب) مي­گذرد هيچ مشكل قانوني براي ادامه فعاليت اين نهادها وجود نداشته است. دولت کریمه احمدی نژاد از طریق وزارت علوم و با سو استفاده از تفرقه میان جنبش دانشجویی اندک اندک انجمن­ها را به تعطیلی کشاند و حق برگزاری انتخابات را از این تشکل­ها به بهانه­های متفاوت صلب نمود. این برخورد دولت با واکنش­های متفاوتی از طرف جامعه­ دانشجویی روبرو شد. در بعضی دانشگاه­ها (چون دانشگاه چمران اهواز ) با برخوردهایی تند انجمن­ها را منحل کردند. در برخی دیگر ایردات اساسنامه­ای را بهانه­ قرار داده و در برخی اجازه­ برگزاری انتخابات آزاد راصادر نکردند و سرسختانه در بر مواضع پا فشاری کردند. بدیهی ست لزوم پویایی و زنده ماندن هر تشکلی برگزاری انتخابات آزاد با شرکت افرادیست که آن تشکل برای دفاع از حقوق آنها و بیان دیدگاه­ها و نظرات آنان به وجود آمده. در خواست مسئولان دانشگاهی با برگزاری انتخابات داخلی با واکنش تند برخی از دانشگاه­ها همراه بود. دانشجویان با سر باز زدن از پذیرفتن این امر انتخابات را به روال هر سال و بدون مجوز رسمی از دانشگاه برگزار کردند. همین رفتار فراقانونی بهانه را برای بستن در انجمن­ها به مسئولان داد..

انجمن اسلامی­ دانشگاه امیرکبیر نمونه بارز چنین اتفاقی بود. مسئولین این دانشگاه بلافاصله پس از تعطیلی مجوز تشکیل تشکل دیگری با نام « انجمن اسلامی دانشجویان مستقل»  را صادر کردند که رویکردی مخالف انجمن گذشته در پیش گرفت. گرچه دانشجویان کماکان به اعتراضات خود ادامه می­دهند اما دانشگاه آنها را به رسمیت نشناخته است.

در آبان، هر سال انتخابات انجمن اسلامي دانشگاه شريف، به صورت آزاد و با تاييد و نظارت مسئولين دانشگاه، با معرفی كانديداهاي شوراي مركزي انجمن اسلامي برگزار مي­شد. سال گذشته بر خلاف روال ساليان قبل، مسئولين دانشگاه مجوز برگزاري انتخابات آزاد را صادر نكردند. در پي مذاكراتي كه شوراي مركزي انجمن اسلامی دانشجویان با رياست و مسئولین دانشگاه داشت، علت اين امراين طور بيان شد که طبق اساس نامه ي تشكل هاي دانشگاهي اين تشكل ها حق برگزاري انتخابات آزاد را نداشته و انتخابات بايد به صورت داخلي و تنها با حضور اعضاي تشكل انجام شود. مسئولين در برابر اين سئوال كه چرا تا به حالت مجوز انتخابات آزاد صادر شده و چرا هم اكنون اجازه برگزاري انتخابات آزاد داده نمي شود پاسخ دادند كه تا به حال خلاف قانون عمل شده و از این پس طبق قانون برخورد خواهد شد!! در ضمن در این جلسات این طور بیان شد کهکه هر تشکل باید حدود 300 عضو رسمی داشته باشد تا اجازه فعالیت بگیرد! سوال اینجاست که کدام تشکل دانشجویی در گذشته و حال این تعداد عضو رسمی و ثبت شده داشته است؟! در این شرایط دو راه کار در پیش روی انجمن اسلامس قرار گرفت:1- برگزرای انتخابات طبق روال گذشته و بدون توجه به اوامر مسئولین. 2- برگزاری انتخابات داخلی با شرکت اعضای رسمی.

با واکنش­هایی که دولت در برخورد با دیگر دانشگاه­ها در پیش گرفته بود امکان برگزاری انتخابات آزاد وجود نداشت. سرنوشت دانشگاه امیرکبیر نشان از برخورد غیر منطقی و تند مسئولان داشت. از آنجا که انجمن اسلامی از خلال سال­های سخت گذشته با گذر از موانع و مشکلات به حیات خود ادامه داده بود و امانتیست که به دست ما رسیده، به تعطیلی کشاندن آن با دست خود غیر منطقی و ناموجه می­نمود. بر این اساس انجمن تصمیم بر این گرفت که انتخابات را به صورت داخلی طبق گفته مسئولین برگزار کند تا هم جلوی بهانه تراشی­های بعدی دانشگاه را بگیرد و هم به حیات خود ادامه دهد. انجمن همچنین برگه­های عضویتی را در اختیار دانشجویان قرار خواهد داد که علاقمندان به شرکت در انتخابات و عضویت در این تشکل می­توانند با پر کردن آنها به ما بپیوندند.

از آنجا كه انجمن اسلامي دانشجویان دانشگاه شریف  خود را نماينده و مدافع حقوق اجتماعي و سياسي كليه­ي دانشجويان مي داند، خواستار برگزاري انتخاب آزاد است ولي در شرايط فعلي كه حكومت و دولت به هر بهانه­اي سعي در به تعطيلي كشاندن اين تشكل با سابقه و موثر در تاريخ جنبش­هاي دانشجويي دارد، منطقي است كه با برگزاري انتخابات داخلي موافقت شود. برگزاري انتخابات چه داخلي و چه آزاد ضامن حيات انجمن­هاست. چرا که از این طریق دانشجویان خود را در تصمیمات انجمن سهیم می­دارند. انتخاب اعضاي شوراي مركزي از طرف هر گروه و هر مسئولي به جز عموم دانشجويان به معناي خارج شدن انجمن از مسير اصلي خود (كه همانا نقش رهبري جنبش دانشجويي و رويكرد انتقادي به دولت و تامين اهداف آزادانديشي دانشجويان و .. است. ) و تبديل شدن آن به نماينده­ي گروه خاصي از جامعه مي باشد. عموم دانشجویان همواره در انتخابات انجمن شرکت نموده­اند و آن را به ادامه راه خویش ترغیب نموده­اند. امیدست که انجمن کماکان به حیات خود ادامه دهد تا بتواند از حقوق حقه­ دانشجویان دفاع کرده و خواسته­هاشان را به گوش دولتمردان برساند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  | 

 

 

«پدیده ای» با نام «بد حجابی»!

 

«علی عبدی»

 

برش­هایی از تاریخ

روز 17 آبان 57، در نوفل لوشاتو، پاسخ آيت‌الله خميني به اين سؤال خبرنگار گاردين كه: «آيا زن‌ها قادر خواهند بود آزادانه بين حجاب و لباس غربي حق انتخاب داشته باشند؟» چنين بود كه: «زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين آزادند.» و در توضيح اين موازين، در 11 صبح 15 اسفند همان سال، آیت الله خميني در مدرسة فيضية قم و در جمع علما و روحانيون حوزة علمية قم گفتند: «الان وزارتخانه‌ها، اين را مي‌گويم كه به دولت برسد، آن‌طوري كه براي من نقل مي‌كنند باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانة اسلامي نبايد در آن معصيت بشود. در وزارتخانه‌هاي اسلامي نبايد زن‌هاي لخت بيايند، زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعي ندارد بروند، اما كار بكنند. لكن با حجاب شرعي باشند، با حفظ جهات شرعي باشند...»

بی دلیل نبود که دو روز بعد در هفدهم اسفندماه (هشتم مارس)، و در اعتراض به زمزمه هایی که مبنی بر اجباری شدن حجاب به گوش می رسید، تجمع اعتراض آمیزی در میدان آزادی و پارک لاله ی تهران برپا شد و تا چند روز ادامه داشت. زنان خواستار آزادی انتخاب نوع پوشش برای خود بودند. دیری نگذشت که آيت‌الله طالقاني، در مصاحبه ای راديو تلويزيوني كه در پاسخ به اعتراض و تظاهرات چندروزة زنان صورت گرفت، گفت: «اسلام، قرآن و دين مي‌خواهند شخصيت زن حفظ شود، مسئله اين است كه هيچ اجباري در كار نيست... اجباري حتي براي زن‌هاي مسلمان هم نيست... چه برسد به اقليت‌هايي مانند زردشتي‌ها، يهودي‌ها، مسيحي‌ها و ديگر اقليت‌ها... حضرت آيت‌الله العظمی خمينی هم اجبار و اكراهی به صورت اكراه بيان نكرده ... ایشان نصيحتی كردند، مانند يك پدر كه به فرزندش نصيحت می‌‌كند.» دادستان وقت تهران نیز با صدور اعلاميه‌اي اعلام كرد كه با هرگونه مزاحمتي براي بانوان، به دليل نوع لباس پوشيدنشان، مقابله خواهد كرد.

اما پس از فوت آیت الله طالقانی و کنار گذاشته شدن بسیاری از نیروهای دگر اندیش بود که در سال  1363 رعايت كامل حجاب اسلامي براي زنان الزامي و بي‌حجابي جرم و مستوجب مجازات شلاق دانسته شد. در دهه­ی شصت عده­ی زیادی با استناد به این قانون و به خاطر رعایت نکردن پوشش اسلامی مجازات شدند. در سال 75، با تصويب قانون تعزيرات، اين مجازات به حبس يا جزاي نقدي تغيير پيدا كرد. بر اساس تبصرة مادة 638 قانون مجازات اسلامي «زناني كه بدون حجاب شرعي در معابر و انظار عمومي ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزاي نقدي محكوم خواهند شد.»  قانونی که کماکان بدون تغییر مانده است.

با آغاز ریاست جمهوری سید محمد خاتمی و بسط گفتمان آزادی خواهی و توسعه­ی فرهنگی و احترام به حقوق فرد بود که الگوهای پوششی جامعه نیز دستخوش تغییر شد. استفاده از مانتوهای گشاد با رنگ های تیره کم کم جای خود را به مانتوهایی با رنگ های شاد و شلوارهایی که تا آن روز "پسرانه" قلمداد می شدند می داد. لباس­های "نامتعارف" فائزه هاشمی و حضور بدون چادر الهه کولایی در مجلس ششم غضب جناح محافظه کار را هر چه بیشتر برمی انگیخت تا جایی که با نوشتن نامه به مقامات عالیرتبه­ی نظام خواستار برخورد با "مظاهر نامسلمانی" حاضر در جامعه و مجلس شدند. از ابتدای دوره ی دوم ریاست جمهوری خاتمی بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی با همکاری نیروی انتظامی، دادسراها و ضابطان قضایی برخورد با پدیده ای به نام "بدحجابی" را آغاز کردند. طرحی که هر ساله با آغاز فصل گرما شدت می یابد و امسال ابعاد تازه تری به خود گرفته است.

درخواست 93 درصدی مردم

بیست روز از آغازین روزهای سال 1386 می گذشت که سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در کنفرانسی مطبوعاتی خبر از برخورد با مصادیق بدحجابی از ابتدای اردیبهشت ماه داد و آن را خواسته ی "93 درصدی مردم" و "حاصل از پژوهش­های علمی" دانست. رادان ضمن طبقه بندی بدحجاب­ها به انسان­هایی "فاقد هویت"، "دارای مشکلات روانی" و "دارای انحرافات اخلاقی" در مورد مصادیق بدحجابی گفت:"پوشيدن شلوارهاي كوتاه، ‌استفاده از شالهاي كوچك كه مو را نمي‌پوشاند و در اصطلاح به آنها «نوار» گفته مي‌شود، استفاده از مانتوهاي كوتاه و تنگ و لباس‌هاي كوتاه و بدن‌نما از مصادیق بدحجابی است و با آن برخورد خواهد شد." رادان ضمن توضیح سه مرحله­ی ارشادی، انتظامی و قضایی با موارد مورد مصداق، از استقلال نیروی انتظامی در انجام این طرح خبر داد و اضافه کرد که نیروی بسیج "نیز می تواند مستقل از نیروی انتظامی به بدحجابان تذکر دهد."

وزير كشور نیز طی سخنانی "اهميت رسیدن به امنيت رواني در جامعه" را در اجراي اين طرح تاييد کرد و بیان داشت:«مردم انتظار دارند كه با ناامني اجتماعي، رواني و اخلاقي برخورد شود و در اين زمينه شكايات متعددي داشته‌ايم.» این سخنان در حالی زده می شود که احمدی نژاد تنها چند روز قبل از انتخابات ریاست جمهوری از عدم برخورد با پوشش جوانان خبر داده بود و گفته بود «آیا واقعا مشکل کشور ما چند تار موی یک دختر خانم است؟ جوانان ما به هر شکل و قیافه و مدلی که باشند عزیز ما هستند.»

قوه­ی قضائیه سستی کرده است

اظهارات سرتیپ پاسدار اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ناجا، در گفت و گوی ویژه­­ی شبکه­­ی دو تندتر از اظهارات پیشین بود. وی ضمن مثبت ارزیابی کردن طرح، هدف آن را "افزایش ضریب امنیت اجتماعی" عنوان کرد و و در مورد مصادیق طرح گفت:«بدمستي، ويراژ دادن با ماشين و ايجاد مزاحمت براي نواميس مردم، حمل سگ و داشتن آرايشهاي زننده از جمله مصاديقي است كه در اين طرح با آنها برخورد مي‌شود.»  احمدی مقدم نیز مانند رادان بدحجاب­ها را به سه دسته اما با عناوین متفاوتی چون "مفسدین"، "تشکیل دهنده­ی باندهای فساد" و "رهبران اوباش و تظاهر کنندگان به فساد"  تقسیم نمود و در نقد قوه ی قضائیه نیز گفت که در بسیاری از موارد در برخورد با مفاسد اجتماعی "سستی" و "مماشات" از طرف قوه قضائیه است و درنتیجه این قوه باید خود را با نیروی انتظامی هماهنگ کند.

 

در کدام کشور با این ادبیات صحبت می کنند؟

با آن که قاضی سعید مرتضوی دادستان تهران از مصمم بودن دادسراها در حمایت همه جانبه از این طرح خبر داد اما انتقادات سرتیپ پاسدار احمدی مقدم از قوه­ی قضائیه کافی بود تا دیروز سید علیرضا آوایی، رئیس کل دادگستری تهران از نخستین مقامات عالی رتبه ی قوه­ی قضائیه باشد که بی پرواتر از دیگر مخالفان طرح، نظراتش را بیان کند. آوایی با انتقاد از سخنان احمدی مقدم آن را ناقض اصل "تفکیک قوا" دانست و اضافه کرد:« قوه‌ی قضاييه و دادگستری مکلف نيستند خود را با ضابطان هماهنگ کنند بلکه اين ضابطان هستند که

بايد آموزش و تعليمات را از قضات بگيرند و اجرا کنند». آوایی با انتقاد از لحن سخنان برخی از مقامات انتظامی اضافه کرد:« در کدام کشور و کجای دنيا حتی در عقب‌مانده‌ترين آنها با قوه‌ای که پشتوانه‌ی حيات کشور و مرکز اجرای عدالت است، با اين ادبيات صحبت می‌کنند؟"

همزمان با سخنان آقای آوایی، شاهرودی رئیس قوه قضائیه نیز با تأکید بر این اينکه "برخوردهای شديد خلاف اصل پيشگيری از وقوع جرم است"، کشاندن پای زنان و دختران به کلانتری ها را روش خطایی دانست و گفت «باز شدن پای زنان به دادسراها به جز ضرر اجتماعی منفعتی ندارد.»

مانکن­ها در خیابان

نمایندگان مجلس نیز در موافقت و مخالفت با طرح به بیان دیدگاه های خود پرداختند. محمدتقی رهبر نماینده­ی اصفهان در موافقت با طرح دولت و نیروی انتظامی، وضعیت فعلی را برای دولت اسلامی "خجالت آور" توصیف کرد و بیان داشت :«مردی که این مانکن­ها را در خیابان­ها می بیند دیگر به زن خود در خانه توجهی نخواهد کرد و بنیان خانواده متزلزل می شود.» شهریار مشیری نماینده ی بندرعباس نیز هم صدا با چند نماینده­ی دیگر مجلس، با اظهار تأسف از طرح، آن را"برخوردی سلیقه ای و شخصی" دانست و عنوان کرد:" متاسفانه ما با زور در حجاب كار مي‌‏كنيم كه فردي که از درون اعتقادي به حجاب ندارد هم مجبور است از بيرون تظاهر كند و اين جاست كه فرق مومن و غيرمومن مشخص نيست و همه چيز برپايه رياست." صحبت هایی که با واکنش تند احمدی مقدم مواجه شده است. احمدی مقدم، طی اظهارنظر انتقادی و در پاسخ به نماینده های مخالف مجلس تاکید کرد "کسانی که ناجا را به دلیل اجرای طرح امنیت اخلاقی مذمت می‌کنند باید استیضاح شوند" و در عین حال خطاب به این افراد گفت:«شما چه کاره اید؟ تا به حال در خواب خرگوشی بودید و حالا بیدار شده اید و حرف نابه جا هم می‌زنید».  همچنین کلهر مشاور احمدی نژاد در امور رسانه نیز در نامه ای به رئیس جمهور خواستار "نگاه ریشه ای" به این مقوله و "پرهیز از برخوردهای تند" شده است.

278 نفر دستگر شده­اند

سخنان دو مقام ارشد قضايی و چند نماینده ی مجلس و مشاور رئیس جمهور در مخالفت با طرح و توصيه­ی آنها به ضابطان و دولت در پايبندی به قانون حاکی از اختلاف نظر مقامات عالیرتبه­ی نظام در نحوه­ی برخورد با آسیب های اجتماعی دارد. گفتنی است طی دو روزی که از شروع طرح می گذرد به گفته­ی معاون اطلاع رسانی نیروی انتظامی تا کنون 278 نفر دستگیر شده اند و چند هزار تذکر شفاهی به زنان داده شده است. عکس زنان دستگیر شده در پرونده­شان ثبت می شود تا در صورت تکرار، پرونده را به مراجع قضایی تحویل دهند.

مصادیق حجاب شرعی

ماده­ی 638 قانون مجازات اسلامی برای رعایت نکردن "حجاب شرعی" مجازات تعیین کرده است. اما از یک طرف با تعیین نکردن مصادیق آن دست ضابطان قضایی را باز گذاشته است تا با اعمال سلیقه قانون را اجرا کنند و از طرفی دیگر دیدگاه های متفاوت و بعضاً متضادی بین روحانیون در مورد مسأله ی حجاب وجود دارد که تعیین مصادیق "حجاب شرعی" را با مشکل روبه رو می کند. گروهی از عالمان دینی بر این عقیده اند که حجاب از "مسلمات" و "ضروریات" اسلام است و در زمره ی قوانین اجتماعی می گنجد که ضمانت حقوقی دارد و لازم الاجراست. آن ها برای اثبات گفته های خود به آیاتی از قرآن اشاره دارند که زنان(زنان پیامبر یا زنان آزاد) را ملزم به پوشاندن سر و گردن خود با پوششی به نام جلباب می کند. گروهی نیز بر این باورند که حجاب یک الزام اخلاقی دینی است و لزوماً نمی توان آن را به الزامی فقهی و یا حقوقی تبدیل کرد. مانند دروغ گفتن که یک الزام اخلاقی است اما در قانون مجازاتی برای آن در نظر گرفته نشده است. محسن کدیور در مورد پوشش زنان می گوید:« آیا می توان حجاب را برای کسانی که اعتقادی به این امر ندارند به عنوان یک قانون قابل مجازات درآورد؟ ... من در این زمینه تردید دارم و معتقدم پوشش را بايد به شکل آزادانه و اختیاری و تنها با پشتوانه ايمان برای زنان مسلمان قرار دهیم ... افراد آزادانه باید انتخاب کنند ...»

 شادی صدر از فعالین حقوق زنان نیز در این باره می گوید که «هیچ پیشینه ای در متون تاریخی و فقهی اسلام وجود ندارد که کسی را به خاطر بی حجابی مجازات کرده باشند ... در رساله‌هاي عمليه و كتاب‌هاي فقهي پيش و پس از استقرار حكومت اسلامي در ايران، ذكري از مجازات براي بي‌حجابي يا بدحجابي و، در نتيجه، الزامي و حكومتي بودن حجاب به ميان نيامده است ... » با این حال خانم صدر تاکید می کند که قرار گرفتن مجازات "بی حجابی" در قسمت تعزیرات قوانین مجازات اسلامی حکایت از آن دارد که حاکم اسلامی بنا به مصلحت و شرایط جامعه می تواند آن را تغییر دهد.

ماده 12 اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر

جمهوری اسلامی ایران یکی از صد و نود و دو کشوری است که اعلامیه ی جهانی حقوق بشر را امضا کرده و با پیوستن به دو کنوانسیون مدنی-سیاسی و اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی خود را مکلف به اجرای مفاد آن دانسته است. قوانین داخلی کشورها نباید با قوانین بین المللی که به امضای آن دولت می رسد تناقض داشته باشد. در ماده ی 12 اعلامیه­ی جهانی حقوق بشر می خوانیم : «حریم خصوصی افراد محترم است ... احدی نباید مورد مداخله های خودسرانه واقع شود ...» در تفسیری که کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل از ماده­ی دوازده دارد آمده است«حوزه­ی خصوصی ... شامل تمام امور و فضاهایی می شود که در آن ها نه دولت و نه جامعه حق تصمیم گیری ندارند ... فرد می تواند آزادانه در مورد امور خصوصی و شخصی اش تصمیم بگیرد ...» و در مورد مصادیق امور خصوصی و شخصی نیز به مواردی اشاره می کند که "انتخاب نوع لباس" یکی از آن هاست. 

سخن آخر

بانیان طرح دو هدف اصلی از اجرای آن در سطح شهر تهران را "افزایش امنیت" و "خوشایند شدن محیط برای مردم" عنوان کرده اند. حال سؤال این جاست که در حالی که طبق اصل 2 قانون اساسی، نظام جمهوری اسلامی برپایه­ی کرامت و ارزش والای انسان بنا نهاده شده است، آیا برخورد قهرآمیز با شهروندان و به وجود آورردن شرایطی در جامعه و اخیراً دانشگاه که در آن کرامت انسانی، شرافت، احساسات و عواطف انسانی مورد توهین واقع شوند جایز است؟ آیا طرح مبارزه با بدحجابی می تواند به خوشایندتر کردن محیط برای مردم ختم شود؟ و آیا این اقدامات به جز دامن زدن به نارضایتی و سرخوردگی شهروندان جامعه و دانشجویان دست آورد دیگری به دنبال خواهد داشت؟ شاید بهتر باشد این سؤال ها را از همان 93 درصدی بپرسیم که فرمانده­ی محترم نیروی انتظامی تهران یادی از آن­ها کرده بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط شورای سردبیری  |